Go درخواست اشتراك
نسخه شماره 258 - 1387/03/11 -

 قندهاري نگذاشت صلاحيت بابا تاييد شود 
نويسنده : ابراهيم کريمي

نمي خواستم در ايام انتخابات مطلبي به نگارش در بياورم که برداشت خاصي از آن صورت بگيرد. نزديک جشن تکليف دخترم مينا است که در کلاس سوم ابتدايي تحصيل مي کند. او قبل از اين که به سن تکليف برسد، نماز و روزه اش را آغاز کرد. در ايامي که پدرش را يک بار به دليل عدم احراز صلاحيت و يک بار به دليل عدم التزام به ولايت فقيه رد صلاحيت کردند، از مادرش مي پرسد: بابا تأييد مي شود؟ مادرش نيز با همان رويه هميشگي اش، دعاي بعد از نماز را به او سفارش مي کند.

همگان مي دانند که در چنين فضايي، هميشه بحث ها و تلفن ها در خصوص رد صلاحيت است، به خصوص افرادي که رد صلاحيت مي کنند. نام قندهاري بارها در منزل تکرار مي شود. در ايام عيد چند روز بيمار شدم. ايام عيد تلخ بود، تلخ تر شد. باز دخترم به دنبال چرايي است و اين بار نيز مادرش دعاي بعد از نماز را طلب مي کند که دخترم مينا با همان فهم کوچکش مي گويد: مامان! گفتي دعا کن بابام صلاحيتش تاييد مي شود، اما ديدي که قندهاري نگذاشت، الان هم دعا مي کنم، مي ترسم قندهاري نگذارد بابام خوب شود. ماجرا به اين جا ختم نشد. دخترم که نماز و روزه اش را سال ها پيش از سن تکليف آغاز کرده بود، پدرش را وادار کرد تا ساعت ها با او به گفتگو بنشيند که دخترم! اين انقلاب متعلق به يک نفر يا يک گروه نيست، اين نظام مال همه است. برخورد يک نفر يا چند نفر با پدرت را نمي توان به حساب دين و نظام گذاشت و خواندن نماز ربطي به اين مسائل ندارد و اين گونه شد که دخترم قول داد که از روز جشن تکليف، نمازش را آغاز کند.

 مدير نمونه ملي و کانديداي رد صلاحيت شهرستان مينودشت و کلاله


نسخه چاپي ارسال به دوستان