Go درخواست اشتراك
نسخه شماره 280 - 1387/08/18 -

قليشلي، رييس شوراي شهرگرگان هشدار داد:
ساخت و سازهاي ناهارخوران تخريب است نه آباداني

به ياد ابراهيم زاده، شاعر فقيد گلستاني
پيرمرد نور چشم ما بود


بخند تا بخنديم


سلام سليم


 قليشلي، رييس شوراي شهرگرگان هشدار داد:
 ساخت و سازهاي ناهارخوران تخريب است نه آباداني 

سرويس جامعه: نطق پيش از دستور يکصد و بيست و دومين جلسه علني شوراي شهر به حبيب الله قليشلي اختصاص داشت. رييس شوراي شهر در خصوص ساخت و سازها در ناهار خوران هشدار داد و آن را تخريب دانست، نه آباداني.

وي در ابتداي سخنش گفت: بايد از اين حداقلهاي باقيمانده منابع طبيعي براي نفس كشيدن مردم پاسداري كرد.

بعضي از مسايل قابل گفتن نيست و به همراه خود شرم به دنبال دارد و تنها از طريق حس مي توان درك كرد و متوجه آن شد.

به گزارش مركز اطلاع رساني شوراي شهر گرگان، حبيب الله قليش لي رييس شوراي شهر گرگان با ذكر اين مطلب گفت: برايم سخت است كه بخواهم به ويژه مساله اي چون بي نظمي حضور همكاران را در جلسات شورا تذكر دهم و يادآوري كنم.

وي با افزودن اين نكته كه اين تذكر شامل خود نيز مي شود، تصريح كرد: از همكاران درخواست مي كنم در جلسات رسمي و علني و نيز كميسيون هاي شورا به موقع حضور به هم رسانند.

رييس شوراي شهر گرگان خاطر نشان كرد: ضروري است به هنگام طرح مسايل مختلف در جلسات علني، با احترام به يكديگر، رعايت نكات اخلاقي را فراموش نكنند. رييس كميسيون نظارت، بازرسي، حقوقي و پاسخ گويي به شكايات شوراي شهر گرگان در ادامه نطق خود با اشاره به مسايل ساخت و سازهاي كوچك و بزرگ در سطح شهر، اظهار داشت: در بازديد هاي مختلف مشاهده شد كه نظارت لازم در اجراي طرح ها وجود ندارد.

قليش لي تصريح كرد: انتظار است عوامل شهرداري با دقت بيشتري بر امور ساخت و سازها نظارت داشته باشند. رييس شوراي شهر گرگان مراحل ساخت پياده رو ها و جدول سازي ها را از ساده ترين طرح هاي موجود در سطح شهر عنوان كرد و گفت: در اجراي برنامه هاي ساده مربوط به شهر نيز مشاهده شده است كه دقت لازم و نظارت كافي صورت نمي گيرد.

وي خاطر نشان كرد: برخي پياده رو سازي ها را ديده ام كه موزاييك هاي زيباي آن با پا خوردن، احتمال هرگونه جا به جايي را دارد و يا بعضي از پازل ها كه عمر آن از يك سال نگذشته است، دچار ساييدگي شده است، بنابراين اين امر نشان مي دهد كه در انتخاب كيفيت مصالح ساختماني دقت نشده است.

وي يادآور شد: براي نمونه، ساييدگي هاي پياده روي مقابل شورا و نيز حسينيه رييسي ها در رو به روي امامزاده عبدالله زياد و چشم گير است.

رييس شوراي شهر گرگان تاكيد كرد: عده اي فكر مي كنند توجه به جزئيات امور، ضرورتي ندارد، اما تمام بي توجهي ها از سهل انگاري مسايل جزئي شروع مي شود كه سرانجام به موضوعات اصلي هم سرايت مي كند.

وي اعلام كرد: وقتي مسايل جزئي برايمان اهميت داشته باشد، آن وقت است كه با دقت و هوشمندي همانند عمليات رياضي به كوچك ترين امور پيرامون خود توجه ويژه خواهيم داشت.

قليش لي گفت: تجربه نشان داده است كه وقوع مسايل تاسف انگيز از بي توجهي به جزئيات مسايل، نشات گرفته است.

وي با تقدير از زحمات شبانه روزي عوامل شهرداري گرگان، گفت: بايد واقعيت ها را انعكاس داد، نمي توانم وقتي زحمات همكاران را در شهرداري به ويژه شخص شهردار را مي بينم، سكوت كنم و چشم خود را ببندم.

قليش لي اظهار داشت: در عين حال بايد برنامه ريزي ها با دقت و وسواس بيشتري صورت گيرد و مسايل با كنكاش دنبال شود. رييس كميسيون نظارت، بازرسي، حقوقي و پاسخگويي به شكايات شوراي شهر گرگان، خواستار نظارت ويژه شوراي شهر بر طرح هاي در دست اجراي شهرداري شد.

وي تاكيد كرد: مردم با دقت به اعمال ما در شهر و شهرداري نگاه مي كنند، بنابراين بايد نسبت به كارهاي انجام شده توجه همه جانبه داشت.

قليش لي با اشاره به دخل و تصرف هاي انجام شده در منابع طبيعي و محيط فضاي سبز محور ناهار خوران نيز گفت: به ياد دارم چگونه شبانه روز با گماردن گروهي ويژه، اين مناطق طبيعي از دستبرد مال اندوزان مصون ماند. وي افزود: اگرچه هم اينك نيز تدابيري انديشيده شده و پي گيري هايي صورت گرفته است، اما متاسفانه شاهد هستيم كه با ترفند آباد كردن، منابع طبيعي غارت و تخريب مي شود.

قليش لي تاكيد كرد: اين ترفند ها با انديشه سود بيشتر، آن هم با به دست آوردن راه هاي نفوذي حاصل مي شود.

وي اعتقاد داشت ساخت و سازهاي انجام شده در محور ناهار خوران، آباداني و زيبايي به همراه ندارد، بلكه زخمي چركين است كه فقط تخريب مي كند و آيندگان را از چشم اندازهاي طبيعت بي نصيب مي سازد.

قليش لي خواستار همت بيشتر براي حفظ باقيمانده هاي منابع طبيعي در شهر گرگان شد و گفت: براي اين كه مردم جاي نفس كشيدن داشته باشند، اين حداقل عرصه هاي باقيمانده را دلسوزانه نگهباني كنيد.


 به ياد ابراهيم زاده، شاعر فقيد گلستاني
 پيرمرد نور چشم ما بود 
نويسنده : اشکان حسين زاده

دوشنبه 13 آبان 87 اولين سالگرد علي اکبر ابراهيم زاده، اديب و شاعرگلستاني بود. وقتي اطلاعيه اين خبر را ديدم مثل همه گفتم: آه! يک سال گذشت؟ و سري از روي افسوس تکان دادم. نمي دانم براي او بود يا براي خودم! و گذشتم. تا اينکه از من خواستند که از او بنويسم و من ماندم با خاطرات رقيقي که هر کدام قصه اي بود براي خودش.

از چه بگويم؟ از اين که در غزل شوري به پا کرده بود؟ از اينکه آن قدر جسارت داشت که در وزن عروضي نوآوري کند؟ از نثرهايش که مکتوباتي بودند بر تاملاتش، از يادداشت­هايش براي دختر عمويي که هرگز نداشت؟ از همکاري­اش با مجلاتي چون فردوسي، بنياد، اطلاعات، کيهان؟ يا از نامه سراسر سپاس و احترام مشفق کاشاني که خطاب به او نوشته بود: خدمت شاعر بزرگ گلستاني؟ يا از روزهاي رياستش بر انجمن شعر گرگان تا روزهاي انزوا و سکوتش؟ (آه از سکوتش که سنگين بود و سخت)

تصميم گرفتم از آنچه ديده ام بنويسم، نه آنچه پدرم مي­گفت که با او هم سن و سال بود. براي جوان جست و جو گري چون من هم صحبتي با شاعري قديمي موهبتي بود. با چشماني تشنه و لباني خشک شده و پاهايي لرزان، پرسان پرسان آدرسش را گرفتم تا رسيدم به اتاقکي در يکي از ساختمان هاي جهاد کشاورزي. ديدم پيري نشسته در صندلي کوچک. تکيه داده بر کتابخانه اي بزرگ که مانندش را در هيچ اداره اي نديده بودم. پر از شعر و فلسفه، چهره اي خشن داشت که بعدها فهميدم از سرد و گرم روزگار است. خودم را معرفي کردم و نشستم. با من از شعر و شاعري گفت يا بهتر بگويم از عشق و عاشقي. حرفش يادم نمي رود، گفت: ما قديمي ها بايد ساحلي باشيم براي موج هايي که شما جوان ها هستيد نه موج شکن از مريد و مراد بازي هاي مرسوم گفتم و تنها به اندوه لبخندي زد. او اما از اخلاق گفت؛ گفت: شعر از همه چيز مهم تر است و اخلاق از شعر مهم تر اين شروعي شد براي ديدارهاي پراکنده ما.

بگذريم، تا اينکه آن روز کذايي رسيد. دوستي تماس گرفت گفت که او ديگر طاقت نکرد و رفت.

چه غريب است بازي روزگار؛ استاد که ديروز از عاشق مي گفت و بودنش، امروز شاگرد در رثايش از معشوق مي گويد و نبودش.

افسوس! پيرمرد نور چشم ما بود.

فعال ادبي


 بخند تا بخنديم 

سه ترم مشروط شده‌ايد، بيماريد، اجاره‌ خانه‌تان عقب افتاده و يا همه اينها با هم و يا گرفتار هيچ‌کدام از اينها نيستيد، اما خنده به لبتان نمي‌آيد و نمي‌توانيد بخنديد و شاد باشيد. چرا؟ شايد فکر مي‌کنيد چون ذاتا آدم شادي نيستيد و از اول با ابروهاي گره خورده به دنيا آمديد. اما نه، کاملاً در اشتباه هستيد، شما مي‌توانيد از اعضاي ثابت يک باشگاه خنده باشيد. خودتان شوخ‌طبع هستيد يا نه؟ وقتي کسي جوک تعريف مي‌کند، از خنده ريسه مي‌رويد و يا ديدن يک فيلم کمدي شما را سر شوق مي‌آورد. راستش را بخواهيد هر کسي قلقي خاص خودش را براي خنديدن دارد. اول بايد قلق خودتان را پيدا کنيد. شرکت در سمينارهاي خنده، مطالعه کتاب‌هاي خودآموز و شوخ‌طبعي، گوش دادن به CD ها و نوارهاي شادي‌بخش و تمرين خنديدن، همه و همه راه‌هاي شادتر زيستن هستند. خنديدن خيلي آسان است، دشواري کار، دل کندن از غم و غصه و عادت به ناراحتي است. دو نوع خنده وجود دارد؛ يکي خنده‌هايي است که از روي شوخ‌طبعي است که لازم است براي اين نوع خنده‌ها، مهارت‌هاي ويژه ذهني و ارتباطي را بياموزيد و بتوانيد از آنها استفاده کنيد و ديگري خنده دروني است که ماهيت‌هاي عاطفي و بي‌آلايش دارد. اين خنده است که شما بايد احساس آن را در هر جا هستيد در دلتان تقويت کنيد. خوب اگر مي‌خواهيد استادان اين نوع خنده را بشناسيد، کافي است در اتاق کودکتان را بگشاييد، کودکان اصولا شوخ‌طبعي را نمي‌شناسند، ولي از ته‌دل‌شان قهقهه مي‌زنند و رها مي‌خندند. در مهماني‌ها، کم نيستند افرادي که نقل مجلس مي‌شوند و آن‌قدر مي‌گويند و مي‌خندند که ناخودآگاه ديگران را به خنده و شادي وا مي‌دارند. اين افراد مهارت‌هاي شوخ‌طبعي را به صورت ذاتي مي‌دانند و يا آنها را در خود تقويت کرده و با اين روش، خنده را در صبح مسري مي‌کنند. اين دقيقا همان کاري است که در کلاس‌ها و سمينارهاي خنده رخ مي‌دهد.

بگذاريد فکر کنند ديوانه‌ايد:

اين‌بار امتحانش کنيد. وقتي حسابي از دست يک ترافيک که ميلي‌متر ميلي‌متر در آن پيش مي‌رويد و اعصابتان به هم ريخته است، به جاي کشيدن سگرمه‌هايتان در هم، آيينه وسط اتومبيل را به سمت خودتان بچرخانيد و در آن به خودتان لبخند بزنيد و قيافه بشاش خودتان را تماشا کنيد، احساس بهتري خواهيد داشت؛ اين‌طور نيست؟ حتي اداي خنديدن را درآوردن، بالا و پايين پريدن مي‌تواند دل شما را شاد کند. جلوي آيينه برويد. براي خودتان شکلک دربياوريد و زبان درازي کنيد، خيالتان راحت، آسمان به زمين نمي‌آيد، فقط ناگهان استرس شغلي‌تان را براي لحظاتي از ياد مي‌بريد. کافي است براي يک لحظه هم که شده تصور اين که ديگران درباره شما چه فکر مي‌کنند را کنار بگذاريد و به خودتان، فقط به خود خودتان فکر کنيد. براي شاد بودن نياز به بهانه‌هاي آن‌چناني است. شما براي خنديدن مي‌توانيد با کاغذهاي خيالتان، بهانه بسازيد و بخنديد. شاد بودن يک هنر آموختني است و براي شاد زندگي کردن بايد شادي را تمرين کنيد. محققان مي‌گويند مغز انسان فرق ميان خنده‌هاي واقعي و تصنعي را درک نمي‌کند، بنابراين خنده‌هاي مصنوعي و اداي شادي را درآوردن مي‌توانند اثراتي‌ مانند خنده‌هاي واقعي داشته باشند.

نسخه خنده درماني:

نسخه ما، بازي کردن با کودکان اطراف‌تان است. کودکان براي خنديدن بهانه نمي‌خواهند و تمام رفتارها‌يشان شادي‌برانگيز است. با کودک خردسال‌تان قايم‌موشک بازي کنيد. گرگم به هوا و تاب‌بازي را هم امتحان کنيد. با صداي بلند بخنديد. خسيس بازي هم در نياوريد! اين انرژي مثبت است که شما به رايگان در فضاي اطراف پراکنده مي‌کنيد، پس آن را از ديگران دريغ نکنيد. اراده کنيد، 5 دقيقه نرمش شاد و ريتميک هم پيشنهادهاي ديگر ما براي انسان شاد بودن است. وقتي به يکي از اهداف کوچک‌تان در زندگي در زمينه شاد بودن رسيديد، به خودتان جايزه بدهيد. مثلا به يک مغازه عروسک‌فروشي برويد و مضحک‌ترين و مسخره‌ترين عروسک را از ميان عروسک‌ها جدا کنيد. آن را بالاي تختخواب خود آويزان کنيد که هر صبح که چشم باز مي‌کنيد و قيافه خنده‌دار او را مي‌بينيد، با لبخند روزتان را آغاز کنيد.

رازهايي که آدم‌هاي شاد مي‌دانند:

مي‌گويند افراد شاد، شاد زاده نمي‌شوند، بلکه از خود انسان‌ها شادي مي‌سازند. بيکر نويسنده کتاب آنچه که آدم‌هاي شاد مي‌دانند در بخشي از کتاب خود مي‌نويسد:‌ افراد شاد در مجموع و روي هم رفته، بسيار انعطاف‌پذير هستند. يکي از رازهايي که آدم‌هاي شاد مي‌دانند، اين است که شادي‌شان هميشگي نخواهد بود و به همين دليل قدر لحظات شاد، موفقيت‌هاي کوچک و معجزات ارتباطي با ديگران را مي‌دانند. اگر شما بتوانيد خصوصياتي مانند استقلال، شايستگي و لياقت، ارتباط نزديک با ديگران و عزت نفس بالا را در خودتان تقويت کنيد، مي‌توانيد در قلب‌تان احساس شادي کنيد. بعضي‌ها فکر مي‌کنند شادي خريدني است و با خريدن دکوراسيون منزل جديد، اتومبيل جديد، لباس‌هاي متفاوت و حتي مسافرت‌هاي آنچناني به دنبال شادي مي‌گردند، ولي اينها همه گذرا است. همه اينها فقط اندک زماني برايتان تازگي دارند و به شما احساس ديگري مي‌بخشند، ولي پس از مدتي، جزئي از موقعيت موجود در زندگي شما مي‌شوند و ديگر تاثير چنداني براي شاد کردن قلب شما ندارند. راه حفظ شادي در زندگي، تغيير دادن شرايط ثابت زندگي نيست، بلکه تغيير دادن فعاليت‌هايي است که به آن مشغوليد. يک دفترچه يادداشت برداريد و نعمت‌هايي را که خداوند در اختيارتان قرار داده، در آن بشماريد. هدف‌هاي نو در زمينه مالي، شغلي، سلامتي، علمي براي خودتان در نظر بگيريد و دلايل شاد بودن را در زندگي‌تان پيدا کنيد.

منبع: هفته نامه سلامت


 سلام سليم 

بندر به گرگان ميني بوس ندارد

از بندر ترکمن تماس ميگيرم. ترمينال بندر به سمت گرگان ميني بوس به اندازه کافي ندارد به طوري که خيل عظيمي از مسافران بايد ساعتها در انتظار باشند.شلوغي باعث شده تا کسي هم نوبت را رعايت نکند. ترمينال هميشه همين وضع را دارد. ديگر خسته شده ايم.

باشگاه تعطيل شده است

يکي از کشتي گيران بندر ترکمن هستم. باشگاه کشتي ما را تعطيل کرده اند و ما آواره شده ايم و جايي براي تمرين نداريم. از مسئولين مي خواهيم چاره اي بينديشند.

کپسول نيست

يک راننده هستم که از کپسول مايع استفاده ميکنم.حدود دو هفته است که در گرگان و شهرهاي اطراف کپسول پيدا نمي شود.به همين دليل دو هفته است که بيکارم. نمي دانم چه بايد کنم؟

مردم آزاري نه پياده روي

يک شهروند هستم. بنده در پياده روي همگاني شرکت کردم.بسيار شلوغ بود و در اين ميان عده اي شئونات را رعايت نمي کردند و براي مردم مزاحمت ايجاد مي کردند.آن ها به قصد مردم آزاري آمده بودند نه پياده روي.

نيمکت استاندارد نيست

ولي يک دانش آموز هستم. فرزندم در يکي از مدارس دولتي شهر درس مي خواند. ميز و نيمکت مدرسه استاندارد نيست و هر روز که فرزندم از مدرسه به منزل مي آيد مي گويد کمرم درد مي کند. از اداره آموزش و پرورش مي خواهم نسبت به استاندارد سازي ميز و نيمکت مدارس کوشا باشد.

باز هم گاز قطع مي شود؟

يک شهروند هستم. مي خواستم که گزارشي درباره گاز تهيه کنيد و از مسولين بپرسيد آيا امسال هم گاز قطع مي شود يا نه؟

ويژه نامه عالي بود

يکي از خوانندگان شما هستم.ويژه نامه بسکتبال تان در شماره گذشته عالي بود. از شما و همکاران تان سپاسگزارم.

کپسول 2000 توماني

از آزادشهر تماس ميگيرم. ما با مشکل کمبود گاز مايع روبه رو هستيم. در هيچ جاي شهر کپسول پيدا نميکنيم. برخي از رانندگان با زحمت بسيار توانستهاند يک کپسول بگيرند آن هم به قيمت 2000 تومان.

ميله هاي پل بالا آمده است

از مطهري 28 تماس مي گيرم.به تازگي جوي آبي که در وسط کوچه ما قرار دارد نشست کرده و ميله هاي پل هم بالا آمده است. در صورتي که رانندهاي از وضعيت پل اطلاع نداشته باشد ممکن است پنچر شود.

گلايه از 118

شريفي هستم. مي خواستم از 118 گلايه کنم. گاهي اوقات شماره هايي که داده مي شود اشتباه است.گمان ميرود که کارمندان آنجا اشتباه جست و جو مي کنند. برخي اوقات هم حدود چند دقيقه بايد پشت خط باشيم تا ارتباط برقرار شود.

کي کنده کاري تمام مي شود؟

يک شهروند هستم. ادامه کنده کاري ها ازمقابل پارک شهر به فلکه تالار رسيده است. مي خواستم بدانم کي اين کنده کاري ها تمام مي شود؟؟

بنزين سرازير شد

مقدم هستم از گرگان تماس ميگيرم. چند روز پيش به پمپ بنزين رفتم ماشين جلويي در حال بنزين زدن بود. وي باک را به قدري پر کرد که بنزين به زمين ريخت. از رانندگان خواهشمندم در شرايطي که بنزين به سختي پيدا مي شود، مراعات کنند.

تشکر از سبا مهر آفرين

همسر يکي از رفتگران شهرداري گرگان هستم. از کارگاهي که انجمن سبامهرآفرين و شهرداري چندي پيش برگزار کرد، تشکر مي کنم.